1- جاني دپ: به دو دليل نقش منفي بازي كردم.
چرا جاني دپ حاضر شده در فيلم جديدش نقشي منفي و بدنام را بازي كند؟
- اين مسئله دو دليل داشت. اول از همه من وقتي در خصوص داستان فيلم كندو كاو كردم فهميدم اين شخصيت را مي توانم ايفا كنم. من اين توانايي را در خودم ديدم كه چنين نقشي را قبول كنم. از مدت ها قبل نيزدنبال يك چنين شخصيتي براي ايفاي نقش مي گشتم. دليل دوم هم اينكه براي ضبط يك كارقرار بود در هندوستان حاضر باشم كه پروژه اين كار به تعويق افتاد. از اين بابت بود كه قبول مسئوليت كردم.
2- جاني يك پدر نمونه
براي جاني دپ زندگي مجردي هيچ تفاوتي با روزگار فعلي اش ندارد.اگرچه او حالا داراي دو فرزند است اما هنوز همان كاراكتر غير قابل باور و عجيب سينما را با ذهني آشفته و ملبس به شلوار جين پاره دارد. دپ يك پدر و يك همسر بسيار خوب است. اگرچه با شاخصه هاي بيروني يك مرد خانواده بيگانه است. او اگر لازم باشد همين امروز مثل دوران كودكي كه راه خانه تا مدرسه را با يك تونل زير زميني دست ساز كوتاه كرده بود، مسافت محل اقامتش در فرانسه را براي رفتن به هاليوود با يك تونل زير زميني ديگر هموار خواهد ساخت. به هر حال دپ يك ستاره ي سينماست، با خانواده اي كه مدت هاست از تشكيل آن مي گذرد. با دختري متولد سال 1999 و پسري كه سال 2002 به جمع آنها اضافه شد.
· مي خواهي اول از خودت شروع كنم يا همسرت و يا فرزندانت؟
· هر كدام كه براي شما جالبتر است . فقط خواهش مي كنم از تيم برتون شروع نكنيد، چون اين اواخر به حد كافي درباره ي او صحبت كرده ام و حافظه ام براي صحبت هاي جديد درباره ي او ياري نمي كند.
· اول از همه بگو همسرت را بيشتر دوست داري يا مادرت را؟
· بگذاريد يك مسئله را براي شما شرح بدهم، مسئله اينجاست كه من هيچكس را بيشتر از كس ديگري دوست ندارم، البته در ميان خانواده ام، چون همه ي آنها برايم عزيز هستند، به سختي مي توانم نبود هر كدامشان را باور كنم. مادرم يا همسرم مهم نيست، وجود هردوي آنها اهميت دارد.
· پس چرا اسم همسرت را روي بازويت خالكوبي نكردي؟
· راستش ديگر از آن حال و هوا بيرون آمده ام كه بخواهم اسم كسي را روي بدنم خالكوبي كنم.(اين اشاره مي كند به اسم "بتي سو" كه روي بازويش حك شده و متعلق به سال ها پيش است) سعي مي كنم نام آدم هايي را كه دوستشان دارم را در قلبم نگه دارم چون خاطره به مرور زمان ماندني تر مي شود، اما خالكوبي به مرور دستخوش تغييرات مي شود.
· آيا فرزندانتان با كار شما احساس راحتي مي كنند؟
· فكر نمي كنم اينطور باشد. پسرم جك كه هنوز آنقدر بزرگ نشده كه بخواهد ماجراها را تحليل كند،اما دخترم با سر سختي كارمرا قبول نمي كند. او رابطه ي بهتري با مادرش دارد. چند سال پيش او هنوز قدرت تشخيص مناسبي نداشت، يادم هست در آن روزها يكبار خبر نگاري از او پرسيد كه پدرو مادرت چه كاره اند و او گفته بود: مادرم خواننده است ولي پدرم شغل بدي دارد، او دزد دريايي است!(مي خندد)
مي دانيد او چيزي به اسم تخيل سينمايي را نمي فهميد و نقش من در "دزدان دريايي كارائيب" اين تصور را برايش به وجود آورده بود. باز شانس آوردم هنگامي كه در "ادوارد دست قيچي"بازي مي كردم او به دنيا نيامده بود وگرنه فكر مي كرد من يك آدم آهني ناقص هستم.
· انگار او با مادرش احساس راحتي بيشتري دارد؟
· هر دو فرزندم بيشتر به او وابسته هستند، ليلي رز ملودي حتي آهنگ هايي را كه مادرش خوانده است را حفظ مي كند، اما به شدت از كار من فراري است. او بارها گفته كه دوست دارد مثل مادرش شود.
· شما از اين قضيه ناراحت هستيد؟
· نه، به هر حال او هنوز كودك است . شايد از روي احساسات حرف بزند. من بيشتر دوست دارم او مثل هيچكدام از ما نشود، چون ديگروقتي براي خانواده اش نخواهد داشت.
· فكر مي كنيد همسرتان از داشتن شوهري مثل شما چه احساسي دارد؟
· قطعا خوشحال است.(مي خندد) اما بهتر است از خودش سوال كنيد. باور كنيد بدون هيچ اغراقي حقيقت را به شما خواهد گفت.
· خانم پاراذايز، مي توانيد به اين پرسش پاسخ دهيد؟
· راستش جاني يك پدر نمونه است. برعكس ظاهر خشن وبه هم ريخته اش يك مرد آرام و مهربان است. او به بزرگ شدن و بيشتر از آن به چگونه بزرگ شدن فرزندانش اهميت بسياري مي دهد. براي همين اروپا را براي زندگي انتخاب كرده، زيرا نمي خواهد فرزندانمان به حال و هواي هاليوود آلوده شوند.
· اينكه در زادگاه شما زندگي مي كنيد، يك امتياز براي شما محسوب نمي شود؟
· خب، جاني خودش هم فرانسه را دوست دارد. او هميشه به من مي گويد كه اگر من يك زن فرانسوي نبودم، با من ازدواج نمي كرد.
· فكر مي كنيد راست مي گويد؟
· (مي خندد)او هيچ وقت دروغ نمي گويد، مدت ها پيش وقتي هنوز موسيقي را جدي تر از امروز دنبال مي كرد به عنوان نوازنده ميهمان به گروه "اواسيس" در فرانسه به اجراي برنامه پرداخت. در آن برنامه من هم يك اجراي اختصاصي داشتم بعد از تمام شدن برنامه كنار من آمد و گفت:" فرانسه بدون شما و ناپلئون چندان دلچسب نيست!"
· جاني دپ را چطور انساني مي بيني؟
· او فوق العاده است، اهل مطالعه و معلومات بسيار خوبي دارد، به حد كافي خوش تيپ است و بهترين منتقد كار من است. مي خواهم يك آهنگ درباره ي او بخوانم، احتمال دارد كليپ آن را خود دپ بسازد. مي دانيد او ديد بسيار زيبايي دارد، دپ يك هنرمند واقعي است و من به داشتن فرزنداني از او افتخار مي كنم.
· كدام يك از فيلم هاي او را دوست داري؟
· من همه ي فيلم هاي او را ديده ام و بايد بگويم به جز ادوود مابقي آنها را بسيار دوست دارم. او هميشه غير منتظره است. شايد تنها بازيگري باشد كه فيلم هايش با كاراكتر بيروني اش ارتباط مستقيم دارد او مثل آثارش غير قابل پيش بيني است.
· به همان اندازه عجيب هم هست؟
· شايد براي خيلي ها جاني دپ يك شخصيت غير طبيعي باشد اما من به شدت او را دوست دارم و به نظرم عادي ترين انساني است كه تا به حال ديده ام. او ذهني به شدت معقول و ظاهري كاملا كودكانه دارد، يك جور تضاد در او هست كه من همين تضادش را دوست دارم.
· آيا در مورد او مسئله اي است كه شما را آزرده كند؟
· بله! او طرفداران بسيار زيادي دارد و اين حرص مرا در مي آورد!!! مي دانيد اين شهرت او گاهي ترسناك مي شود تا جايي كه گاهي احساس مي كنيم براي آينده ي فرزندانمان چندان خوشايند نيست. گاهي با عكاس ها در گير مي شود و گاهي بايد جواب شايعات را بدهد، او مي خواهد زندگي خصوصي اش را براي خودش نگه دارد ولي كسي گوشش بدهكار نيست.
· حتي در كشوري مثل فرانسه هم مشكل داريد؟
· خب، او بسيار مشهور است و فرقي نمي كند در چين باشيم يا در برزيل! دوستدارانش همه جا مثل سايه مارا تعقيب مي كنند. كاش او يك آدم معمولي بود.
· پس شهرت شما چه مي شود؟
· من صادقانه مي گويم كه به اندازه ي او معروف نيستم خيلي ها حتي نام مرا نشنيده اند، اما حتي در قطب شمال هم پوستر هاي جاني پيدا مي شود. به هر حال اين هم نوعي از زندگي است.
جاني دپ براي اولين بار يكي از نقش هاي سينمايي خود را دوباره جلوي دوربين بازي كرده است. او در دزدان دريايي كارائيب در نقش جك اسپارو، دزد دريايي خوش قلبي ظاهر شد كه بايد با دزدان دريايي بد طينت و برخي موجودات عجيب غريب دريايي مبارزه مي كرد.
· چرا دوست داريد اين كاراكتر را دوباره ملاقات كنيد؟
- همه تصورم اين است كه هنوز در اين خصوص كاري انجام نداده ام. در ارتباط با كاراكتري مثل جك اسپارو، پارامتر ها كمي متفاوت هستند و شما بايد كمي جلوتر از آنچه كه هست، برويد. اين نوع نقش احتمالات زيادي را پيش روي شما قرار مي دهد. در كل اعتقاد دارم او كاراكتر بسيار بامزه اي است و به همين علت، بازي در آن جذاب و لذت بخش است. حقيقتا نمي خواهم با اين كاراكترخدا حافظي كنم.
· جز دزدان دريايي كارائيب 3 ، آيا هيچ ماجراجويي خاصي مانده كه بخواهيد در آن شركت كنيد؟
- سفر زمان و چرا كه نه؟ نه. خودم هم نمي دانم!
· براي كار بداهه كردن در جلوي دوربين چقدر آزادي عمل داريد؟
- فكر مي كنم شما هميشه و براي هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد ، بايد ساختاري اوليه داشته باشيد اين مسئله به صورت مصالح كار، تركيب بندي اوليه را خلق مي كند. اما هر بار جلوي دوربين ظاهر مي شويد، شما بايد تمام تلاش خود را انجام دهيد تا چيزي تازه به وجود آوريد و ارائه كنيد. اين يك نوع مكاشفه است كه شما بايد در انجام آن كوشا باشيد. بعضي وقت ها سر صحنه فيلم برداري چيزهايي به ذهنتان مي رسد، اين نكات شبيه چيزهايي هستند كه هنگام خواندن فيلم نامه هم به فكر آدم مي رسد جمله ا ي روبه روي من قراردارد كه نمي توانم با آن ارتباط برقرار كنم. در چنين شرايطي حتما به كارگردان، فيلم نامه نويس و حتي همبازي هايم مراجعه مي كنم. اين جور اتفاقات هميشه رخ مي دهد و گاهي اوقات كاررا به شدت با نمك مي كند.
· اصلا فكرش را مي كرديد كه فيلم انقدر مشهور ومحبوب شود؟
- هيچ وقت جزو بازيگراني نبوده ام كه انبوه طرفداران را داشته باشم. به همين دليل، بسيار شگفت زده شدم. هنوز هم گيج اين موفقيت هستم و سخت تحت تاثير آن قرار دارم.
· وقتي از استوديو به خانه مي رويد، هنوز در قالب كاراكتري هستيد كه جلوي دوربين بازي مي كرديد؟
هيچ وقت متوجه اين موضوع نيستم. سر صحنه اين احساس را ندارم كه حالا من درون كاراكتر هستم يا خير. هميشه احساسم اين است كه لحظاتي را پيش از فيلم برداري صحنه ها در اختيار دارم و وقتي كار اين صحنه تمام شد، همه چيز تمام شده و ديگر من با آن كاراكتر نيستم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
4- جاني دپ: در اوج بدبختي هم نا اميد نمي شوم.
علي رغم آن تصوير پسر بدي كه در روز هاي آغازين كارش در سينما در سال هاي جواني تصوير كرده، امروز كه مقابل ما ايستاده بسيار مهربان و آرام سخن مي گويد و بيشتر به يك هنرمند ميانه سال خجالتي كه ترس از مصاحبه دارد شبيه است. البته اين بدان منظور نيست كه او بد مصاحبه مي كند در واقع مطمئن شدم كه جاني دپ مي تواند حتي در يك مصاحبه هم، همزمان شنيدني و ديدني باشد. ادوارد دست قيچي، ادوود، ايكابود كرين، ويلي ونكا، واين باريك كاراكتر انيميشني كه باز هم از مخلوقات ذهن تيم برتون است را به روي پرده ها كشيده است.
· اين بار قرار بود صدايتان را به كاراكتر فيلم ببخشيد ،چطور توانستيد بدون آنكه به صورت فيزيكي اين نقش را بازي كنيد، وارد قالب آن بشويد؟
· واقعيت اين است كه من هميشه تحت شرايطي غير طبيعي كاركرده ام، اكثر نقش هاي من هميشه در زير سايه ي يك گريم سنگين بوده براي همين به نوعي اين صدايم بود كه خود نمايي مي كرد، اماكار دشواري است اين دوبله كردن كارتون چيزي كه اصلا فكرش را نمي كردم اين بود كه دوبله عروس مرده 4 ماه طول بكشد.
· براي صحبت كردن با بازيگر نقش مقابل كه وجود خارجي نداشت چه كار مي كردي؟
· يك تجربه جالب را امتحان كردم، وقتي وارد استوديو شدم آنجا عكسي از يكي از كاراكتر ها بود و من آن را مقابل خود گذاشتم و ديالوگ ها يم را با او ردو بدل كردم خيلي جالب و با مزه بود.
· وقتي اين نقش را انتخاب كرديد و قرار شد ادامه بدهيد شخص خاصي را به ياد شما نياورد؟
· نه، به صورت اختصاصي مرا ياد كسي نيانداخت اما تيم برتون كمك بسياري كرد تا آن را درك كنم گرچه اگر منطقي باشيم اين كاراكتر خيلي جداي از كاراكتر هاي ديگري كه تا به حال بازي كرده ام نبود، يك شخصيت عصبي، نا مطمئن، تا حدي ترسو و البته گيج چيزي درست شبيه خودم در زندگي عادي.
· آيا احساسي در اين كاراكتر مي ديدي كه خودت را بري از آن بداني؟
· فكر كنم احساس اندوهگيني و شكستي كه در سر داشت. من چنين احساسي را هرگز نداشته ام و اصلا آن را درك نمي كنم. البته افراد بسياري را ديده ام كه به احساس ها رسيده اند اما من هيچ روزي در زندگي نا اميد نبوده ام حتي در اوج بد بختي هايم.
· دو فيلم آخر شما يعني " دزدان دريايي" و "چارلي" آثاري بودند كه در آنها كاراكترهايي را بازي مي كرديد كه به اصطلاح در اوج بودند، خودت را به بازي در اين نقشها نزديك مي بيني؟
· اگر از هر بازيگري سوال كنيد به شما خواهد گفت كه بزرگترين ترس اين است روزي شبيه نقش هايش بشود، اين درست است اين كاراكتر ها بسيار عالي بوده اند اما اينطور نبود كه من نقشي در مطرح شدن آنها نداشته باشم. هرچند باز هم مي گويم يكي شدن با نقش براي يك بازيگر درست نيست.
· آيا تفكر ديگري در سر نداريد كه بخواهيد بعدها در همكاري با تيم آن را عملي كنيد؟
· اميدوارم چنين فرصتي باز هم پيش بيايد، اينكه او به من نقشي بدهد لذت بخش است، مي دانيد اين را بارها گفته ام كه كار كردن با تيم برتون مثل آن است كه وارد خانه ي خودم شده ام و در آن همكاري هميشه احساس راحتي داشته ام حتي با علم اينكه در اين كار يا كار ديگر ريسك فراواني وجود داشته باشد.
· واكنش شما در مواجهه با موفقيت "چارلي و كارخانه شكلات سازي" چه بود؟ گويا اين دومين اثر پرفروش شما پس از"دزدان دريايي كارائيب "است.
· اين را آموخته ام كه شرايط را چگونه به نفع خودم برگردانم ويا چطور به بازاريابي مثبتِ اثري در گيشه نزديك شوم. اين مسئله برايم تجربه ي جديدي بود و حالا تعداد طرفداراني كه مي روند و آثار مرا مي بينند چند برابر شده.
· شما نسبت به گيشه موفق نظر مساعدي نداريد؟
مي دانيد اين هم يكي از پروسه هاي فيلم است ودر واقع از پيامدهاي ساخت يك اثر است راستش را بخواهيد چند هفته پيش به مدير برنامه هايم زنگ زدمو گفتم وضعيت نمايش "چارلي و كارخانه شكلات سازي" چگونه است؟ و اين خانم جواب داد:" معركه است، فروش دويست ميليون دلار را رد كرده."، ولي من اصلا نفهميدم معني اين حرف چيست و فقط مي توانستم بگويم آره خيلي خوبه!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو فكر مي كني سوييني تاد مجنون و ديوانه است؟
اون شايد فيلم رو در يك فضاي ناخوشايند تموم كرد ولي مراحل كار خيلي اساسي و موثر بودند، در واقع او كارش را در فيلم به عنوان يك قرباني شروع مي كند. و اين باعث مي شود تا نوعي ناراحتي روحي پيدا كند و همچنين افكاري از انتقام وكينه جويي.
آيا براي تو راحت بود كه نقش يك قاتل قتل هاي زنجيره اي رو بازي كني؟
من قبلا هم با ابزارهاي تيز كار كرده بودم، من فكر مي كردم همه چيز خوب بود . تا و قتي كه مجبور شدم عملا صورت يكي رو اصلاح كنم. اون واقعا منو عصبي كرد.
من شنيدم تو روزهاي سختي رو داشتي مخصوصا با آلن ريكمن و اون كرم اصلاح.
كرم اصلاح منو واقعا عصباني مي كرد. او يكي از ناراحت كننده ترين لحظات زندگي من بود. آلن بيچاره! او جيغ نكشيده بود. اما من فكر مي كنم كه او واقعا... خوشش نيومد! براي همين من حسي دارم كه مطمئنم او از كار كردن با من متنفر است.
اما من الان به طور قطع مي تونم ازش قدرداني كنم. چون وقتي تو مي شيني روي يه صندلي كه باهاش بيگانه اي و اون كف ها صورت و گردن تو رو فرا مي گيرند واقعا ترسناك است.!
تو هيچ كلاس ارايشگري يا چيز ديگري نرفتي، وقتي در اين نقش بودي؟
نه، نه. اما دراون زمان، من بيرون نمي رفتم و گلوي هركسي رو كه به انجا مي امد مي بريدم! كه خودتم ميدوني.(منظورش توي فيلم.)
اين فيلم تقريبا نصفه موند، بعد از اينكه دخترت ليلي رز به طور جدي مريض شد وتو گروه ودسته ي فيلم رو ترك كردي. اين براي تو چطور بود؟
خب، من نمي دونم احساس ديگران در اون زمان چي بود، آيا من بايد بر مي گشتم يا بايد مي موندم. ومن مطمئن نبودم كه آيا قادر به برگشتن هستم. هيچ چيز براي من مهمتر از خانواده ام نيست. بچه هاي من و دخترم ، آنها چيزهايي هستند كه در زند گي اهميت دارند.
براي تو به عنوان يك پدر چه چيزي اهميت دارد ؟
بچه هاي من الان در زندگي پايه هاي بسيار محكم و مهمي دارند. ما عامل انظباط وتربيت رو هميشه تحت كنترل داريم. ولي از انچه من فهميدم، بيشتراز روش هاي مادرم استفاده مي كنم. من شوخي هاي خيلي زيادي انجام مي دم. اما مي خوام يكي از بزگترين پندهايي كه از سوي مادرم در زندگي گرفتم رو بگم.
واون چي بود؟
هرگز هر چيزي رو (چه بد و چه خوب) از ديگران ياد نگير. هرگز. و اين هميشه آويزه ي گوش من بوده. و من اميدوارم كه بچه هايم نيز هرچيز (بدي) رواز اين و آن ياد نگيرند.(متاسفانه به جاي كلمات داخل پرانتز نتوانستم معني اصلي آن را بنويسم چون از كلمه ي shit استفاده شده بود و من مجبور بودم از كلمه ي (بد) استفاده كنم. اين جاني دپم اصلا ملاحظه نمي كنه ها! )
چي باعث شد كه تو تصميم بگيري براي اينكه در اواسط فيلم بخوني؟
من فكر مي كنم از بقيه افراد ترسيده بودم. تيم تمي دونست من مي تونم بخونم و منم همينطور، منم نمي دونستم كه آيا مي تونم بخونم؟ و واقعا نمي دونستم كه آيا مي تونم با اين وجود كارم را ادامه بدم؟ پس من اين كار روتوي استوديوي گاراژ دوستانم انجام دادم، چون نمي دونستم كه مي تونم اين نت ها رو بدون غلط بخونم يا نه. و واقعا نتونستم.
من شروع كردم به ضبط اين آهنگ ها. از اين مي ترسيدم كه آشكارا به صورتي ابتدايي اين كار رو انجام بدم. اما غريزه ام به من گفت، هيچ اشكالي نداره اگر نمي دوني چطور بخوني. فقط بخون. پس من اين كار رو انجام دادم. و Sondheim [ آهنگ ساز] علنا بعد از اين كار گريه كرد!
آيا Karaoke (نوعي از موسيقي)به تو كمك كرد كه تو به خودت اطمينان بيشتري پيدا كني؟
Karaoke ؟ اگر بخوام باهات صادق باشم بايد بگم كه من هميشه از Karaoke مي ترسيدم، پس هيچ وقت اين سبك رو تمرين نكردم . Karaoke با سرو صداهاش منو مي ترسونه.
تيم گفته بود كه تو از Karaoke مي ترسي ، مگر اينكه مست باشي؟
بله اما من هيچ وقت مست نبودم!(دروغ مي گه عين ....) يعني من مست بودم . ولي نه اونطور مست.
به نظر مي آد تو و تيم واقعا وقتي به هم مي پيونديد از هر چيز ديگري نيرومندتر مي شويد، وقتي فيلم هارا باهم مي سازيد.
يكي از چيزهايي كه منو تيم به آن مي پردازيم نوعي از يك جاذبه است ميان مردم. من فكر مي كنم كه ما اغلب فكرهايمان در مورد مردم در زندگي يكسان است، به خصوص كه اين يكي بودن افكار بسيار معمولي هستند.
مي دوني، اگر تو واقعا به عقب برگردي و به قديم نگاه كني و بتوني اونو تجزيه تحليل كني افكارو فكرهاي آنان را به طور كامل درك خواهي كرد. بيشتر مردم براستي مانند مهره هايي هستند كه جذابند و ديگران را جذب مي كنند و من فكر مي كنم كه تيم اين راه رو ياد گرفته .
بسيار خوب،.... تو نقش جك اسپارو رو براي دزدان دريايي كارائيب از روي Keith Richards برداشتي. آيا نقش سوييني تاد رو هم از روي كسي برداشتي؟
نه، اين شايد يك نوع تركيب بود. به زودي تيم ومن درباره ي يك فيلم آرام صحبت كرديم. و پادشاه اين نوع سينما به خصوص ژانر وحشت Lon Chaney بود. پس ما از الهامات بزرگ او استفاده كرديم و Boris Karloff يكي از همين اعجوبه ها بود. و Peter Lorre كسيه كه من عاشقشم. گفتنش سخته. Iggy Pop ، شايد. Iggy Pop يك كيفيت عالي و زيبا داره. و آنها يك آوازه خوان واقعي هستند.
هنگامي كه در فيلم با هلنا بونهام كارتر مي رقصيدي چطور بود؟ هلنا گفته، تو تمام حركات رقص رو به درستي و خيلي خوب انجام مي دادي، اما تو گفتي كه براي تو والس رقصيدن سخته. چرا؟
من نمي تونم برقصم.
براي ديدن عكسهاي بيشتر ازفيلم سوييني تاد مي تونيد به قسمت عكس هاي سوييني تاد مراجعه كنيد.





